+نوشته شده در چهارشنبه 29 مهر1388ساعت9توسط كنيز فاطمه(س) |
|
یا الله
می خواهم خودم باشم،
همسرم باشد،
و از همه بالاتر خدای من باشد،
و همه چیز برای خدایم باشد....
نمی دونم کجا خوندم برادرم، آقا مقداد!
"چیزی پشت این واژه ها نیست
بیهوده سرک می کشی
نه اندیشه ای هست نه حرفی
تنها بارش مکرر حروفیست که نمی شناسمشان"
رهایم کنید ..... من دیگر من دیروز و امروز نخواهم بود.... میخ وام این بار شک کنم تا به یقین برسم...
.............و فقط همه چیز برای خدایم مهم باشد...
"تهی تر از این نبوده ام که کنون
تلنگری بزنی فرو می ریزم ، بی گلایه…"
"خیال تو چابک تر از ذهن من است
همین است که وا می مانم از اندیشه ات"
"حالا که حرف های کوچک دلگیرم تمام…
حالا که دارم به رفتن می اندیشم،
دست از سر اندیشه ام بردار
می خواهم رها باشم"
از من نرنجید
من می خوام خودم باشم.....
+نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعت8توسط كنيز فاطمه(س) |
|
About
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجّل فرجهم ... با خودم گفتم، دیگه وقتشه خودم رو بگذارم کنار... اینجا دیگه جای حدیث نفس نیست... اینجا نه جای ریاست و نه جای تملق! فقط برای اوست... یا فاطمه ی علی(ع)